جهان در پرتگاه یا در آستانه گذار از بنبست هستهای؟
- ynegah
- Oct 25
- 8 min read
زمانی که مغولها در قرن سیزدهم میلادی به اروپا سرازیر شدند، برتری تسلیحاتی آنان جنگجویان کارکشته اروپا را به حیرت انداخته بود. مغولها با اتکا به سنت تسلیحاتی چین، صاحب کمانهای کوچک اما بسیار انعطافپذیر و دقیق بودند که برای تیراندازی از پشت اسب نظیر نداشتند. میگویند جنگجویان مغول حتی هنگام عقبنشینی و از راه دور تیراندازان بیرقیب بودند. آنان در صنعت تیرسازی نیز نسبت به اروپاییها برتری داشتند و برای جنگ، مانور و ایجاد ترس سرپیکانهای متفاوت میساختند. تیرهای مخصوص برای نفوذ در زره، ایجاد زخمهای عمیق و بزرگ و نیز تیرهایی با صدای رعبآور داشتند. اینها و انضباط آهنین و تاکتیکهای جنگی آزموده شده، برتری مغولان را در منطقه ما و اروپا تثبیت کرده بود.
در همان عصر، چینیها از باروت استفاده میکردند و طی چند سده بعد از آن، نخست کمانها و سرپیکانهای مغولی و بعد باروت چینی صنعت جنگ را در اروپا و جهان متحول کرد. باروت تا قرن شانزدهم به مهمترین وسیله جنگی بدل گردیده بود و اروپا به دلیل تحول فرهنگی و صنعتی که پس از آن داشت، در ساختن ابزار جنگ از دیگران بسیار پیشی گرفت.
پس از آن نیز اسب و کمان در میدانها دیده میشدند. حتی در جنگ جهانی اول اسب در کنار تانکها و توپها وسیله مهم جنگی بود. برخی میگویند باروت جنگها را خونبارتر کرده بود، و دیگران باور دارند که باروت به دلیل برهمزدن توازن جهانی جنگ باعث برتری قدرتهای چند در سراسر دنیا و در نتیجه کاهش جنگ شده بود. هرچه بود، صنعت باروت تا اواخر قرن نوزدهم چنان هولناک شده بود که برخی حاکمان در گوشه و کنار جهان با اتکا به تسلیحات باروتی احساس شکستناپذیری میکردند و چیزی کمتر از کل جهان نمیخواستند.
مواد انفجاری دیگری چون دینامیت و تیانتی تا اوایل قرن بیستم و جنگ جهانی اول جای باروت سیاه را گرفته بودند. ولی این مواد نیز ادامه باروت بودند. عصر برتری باروت در واقع در جنگ دوم جهانی و با وارد شدن تسلیحات هستهای پایان یافت.
از آن پس ما در عصر سلاح هستهای زندگی کردهایم. سلاح هستهای که جز در جنگ جهانی دوم دیگر استفاده نشده، چنان ویرانگر شده است که حتی تهدید به استفاده از آن «غیرواقعی» و دیوانگی بهنظر میرسد. زمانی در اواخر سده بیستم به نظر میرسید که دوران خلع سلاح هستهای آغاز خواهد شد، ولی حالا بهنظر میرسد بحران هستهای در راه است و در شرایطی که ژیوپولیتیک جهان با ظهور چین و برخی قدرتهای اقتصادی نوظهور دیگر در حال دگرگونی بنیادی است، دنیای جنگ و سیاست مثل نیمه اول قرن بیستم غبارآلود و ترسناک بهنظر میرسد.
انگشتها بر دکمههای هستهای
وقتی اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، زرادخانههای هستهای آن در روسیه، اکراین، بلاروس و قزاقستان پراکنده بودند. اکراین در آن زمان سومین زرادخانه بزرگ هستهای جهان را در اختیار داشت. هرچند سیستم کنترل اصلی در اختیار روسیه بود، ولی ۱،۷۰۰ کلاهک هستهای، ۳۳ بمافکن دورپرواز هستهای و ۱۳۰ موشک بالستیک قارهپیما اکراین را که تازه به استقلال رسیده بود با چالشهای جدی جهانی و داخلی مواجه ساخته بود. در نتیجه در ماه دسامبر ۱۹۹۴ توافق سیاسی بین اکراین، روسیه، ایالات متحده و بریتانیا صورت گرفت که به تفاهمنامه بوداپست مشهور است، و بر اساس آن اکراین به معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای (انپیتی) پیوست و تسلیحات هستهای خود را به روسیه منتقل کرد تا «آنجا از بین برده شود».
طرفهای توافقنامه تعهد سپرده بودند که به استقلال و مرزهای موجود اکراین احترام بگذارند، از اعمال فشار اقتصادی بر اکراین خودداری کنند و در صورت اقدام تجاوزکارانه یا تهدید به حمله هستهای علیه اکراین از طریق شورای امنیت به کمک اکراین بشتابند.
دو دهه بعد در سال ۲۰۱۴ اکراین که هیچ کلاهک هستهای نداشت در کشمکش بین ناتو و روسیه، جزیره کریمه را از دست داد و در سال ۲۰۲۲ به میدان جنگ امضاءکنندگان توافقنامه بوداپست بدل گردید. رهبران اکراین در یک دهه گذشته بارها توافقنامه بوداپست را خیانت خواندهاند.
ولودیمیر زلنسکی، رییس جمهور اکراین در ماه جنوری امسال گفت که «ما تسلیحات هستهای را دادیم و در مقابل آن جنگ دریافت کردیم». او گفت که واگذاری سلاحهای هستهای کار «احمقانه و غیرمسوولانه» بود.
از زمانی که سلاح هستهای به میدان جنگ آورده شده، همه کشورهای صاحب بم هستهای خود را در برابر تجاوز خارجی «بیمه» احساس میکنند. حتی کشور کوچک و منزوی کوریای شمالی در پناه راکتهای قارهپیما و کلاهکهای هستهایاش جهان جداگانهای ساخته است و به هیچ دستور بینالمللی یا هشدار خارجی تن نمیدهد. تنها پاکستان و هند هستهای گاهی مستقیم درگیر میشوند، ولی این درگیریها نیز مثل دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی طولانی و تمام عیار نمیشود. از اینرو رییس جمهور اکراین حق دارد ویرانی کشورش را به تصمیم سال ۱۹۹۴ نسبت دهد، و حکومت ایران میداند اگر مثل کوریای شمالی کلاهک هستهای میداشت امروز در لبه پرتگاه سقوط تقلا نمیکرد.
باید پرسید که آیا اتفاقات سالهای اخیر تنها حکومتهای ایران و اکراین را به داشتن تسلیحات اتمی بیشازپیش ترغیب کرده است یا نه این حوادث مسابقات هستهای را در سراسر جهان جان تازه بخشیده است؟
گزارشها و تحلیلهای بسیاری از بحران احتمالی هستهای در رسانهها نشر میشود. حاکمان و مسوولان دولتهای هستهای در سالهای اخیر بسیار بیباکتر از گذشته در مشاجرات بینالمللی به دکمههای هستهای خود اشاره میکنند. از ترامپ تا پوتین در سالهای اخیر از تهدید اتمی صحبت کردهاند. دونالد ترامپ از زمان اولین کمپاین ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۱۵ تاکنون بارها قدرت هستهای کشورش را بهرخ دیگران کشیده است. او بهتاریخ ۲۸ اپریل ۲۰۱۶ گفته بود: «نمیخواهم هیچ احتمالی را رد کنم… استفاده از سلاحهای هستهای وحشتناک است…من آخرین نفری خواهم بود که از آن استفاده میکند… اما هرگز آن را رد نمیکنم.» در ماههای اخیر نیز عبارات بم هستهای، قدرت ویرانگر امریکا، و صلح از طریق اعمال قدرت سر زبان ترامپ بوده است.
ولادیمیر پوتین و مقامات نزدیک به او در چند سال اخیر گاهی مستقیم و گاه با کنایه از استعمال اسلحه هستهای سخن گفتهاند. از جمله خبرگزاری اسوشیتیدپرس به تاریخ ۴ می سال جاری نوشت که پوتین گفته است در جنگ اکراین به استفاده از تسلیحات اتمی ضرورت نشده و او امیدوار است که در آینده نیز ضرورت نگردد.
محمد خالد جمالی سفیر پاکستان در مسکو به تاریخ ۴ جون امسال به شبکه خبری (آر تی) روسیه گفته بود که اگر هند به پاکستان حمله کند، کشورش با تمام قدرت متعارف و هستهای پاسخ خواهد داد.
سرمایهگذاری هستهای افزایش یافته است
تنش هستهای به مشاجرات دیپلوماتیک و تهدیدهای لفظی محدود نمانده است. بر اساس گزارش تازه «کمپاین بینالمللی برای نابودی سلاحهای هستهای» که با نام اختصاری آیکان شناخته میشود، نه کشور مسلح به سلاح هستهای در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال قبل ۱۱٪ پول بیشتر برای توسعه زرادخانههای هستهای جهان مصرف کردهاند. آیکان نوشته است با پولی که این کشورها در یک سال صرف سلاحهای هستهای کردهاند میتوان ۳۴۵ میلیون انسان دچار گرسنگی شدید و قحطیزده را برای ۲ سال غذا داد.
بر اساس گزارش آیکان، این ۹ کشور از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ مبلغ ۴۱۵.۹ میلیارد دالر صرف تسلیحات هستهای کردهاند. آنگونه که انتظار میرود، ایالات متحده امریکا بیش از تمام ۸ کشور هستهای دیگر پول صرف توسعه زرادخانههای خود کرده و چین با فاصله زیاد در مقام دوم بوده است.

منبع: گزارش ماه جون ۲۰۲۵ آیکان
شرکتهای بزرگ و دولتها در توسعه زرادخانههای هستهای همکاری میکنند و این صنعت مرگبار به منبع پرسودی برای سرمایهگذاران بدل شده است. بر اساس گزارش آیکان در سال ۲۰۲۴ تعداد ۲۶ شرکت بزرگ در عرصه ساخت، و حفظ و نگهداری سلاحهای هستهای قراردادهای کلان بهدست آوردند و به ارزش ۴۶۳ میلیارد دالر قرارداد جاری دارند. تنها در سال ۲۰۲۴ این شرکتها به ارزش ۲۰ میلیارد دالر قرارداد هستهای تازه عقد کردند.
سود خالص این شرکتها از قراردادهای هستهای در سال ۲۰۲۴ مبلغ ۴۳.۵ میلیارد دالر بوده است، و هر سال برای گرفتن قرارداد و ترغیب کشورها به سرمایهگذاری بیشتر هستهای مبالغ کلانی مصرف میکنند. در سال ۲۰۲۴ تنها در فرانسه و ایالات متحده این شرکتها به ارزش ۱۲۸ میلیون دالر امریکایی برای لابی در مراجع تصمیمگیری مصرف کردهاند. نمایندگان شرکتهای قراردادی دایم با مقامات بلندپایه دولتها دیدار و گفتگو میکنند، و در پارلمانها، رسانهها و احزاب سیاسی نفوذ دارند. سال گذشته این شرکتها در بریتانیا ۱۹۶ بار با مقامات بلندپایه آن کشور دیدار کردهاند، و ۱۸ مورد این دیدارها (هر ۲۰ روز یکبار) در دفتر صدراعظم بریتانیا برگزار شده است.
جهان در جال بمهای هستهای
ظاهرا نه کشور جهان سلاح هستهای دارند که از نظر عددی کمتر از ۵ درصد کل کشورهای جهاناند. اما در واقع جهان مالامال از سلاحهای هستهای است و تعداد زیاد کشورهای غیرهستهای نیز میزبان دیپوهای بزرگ این تسلیحاتاند. بر اساس گزارش آیکان، در سال ۲۰۲۴ ایالات متحده در پنج کشور بلژیک، آلمان، ایتالیا، هالند و ترکیه سلاحهای هستهای داشته است. روسیه نیز در بلاروس سلاحهای هستهای مستقر کرده است. دولتهای میزبان این بمها، به مردم خود و نهادهای بینالمللی درمورد این تسلیحات معلومات نمیدهند. دولت فدرال آلمان در سال ۲۰۲۲ به نمایندگان پارلمان آن کشور گفته بود: «در مورد تعداد، محل ذخیره، نحوهی جابهجایی و مشخصات سلاحهای هستهای و سیستمهای پرتاب سلاحها، و همچنین در مورد آموزش، تمرینات و اقدامات امنیتی آن هیچگونه معلومات نمیتوان داد.» با اینحال آگاهان امور هستهای میدانند که مقدار تسلیحات جابهجا شده در این کشورها بسیار زیاد است، و در گزارش اخیر آیکان آمده است که در سال ۱۹۷۱ ایالات متحده امریکا در کشورهای اروپایی تعداد ۷،۳۰۰ کلاهک هستهای مستقر کرده بود. کشورهای میزبان به راکتها و طیارههای مخصوص بمافکن نیز مجهزند. با این حساب جهان در جال شبکههای تسلیحات اتمی گرفتار است و از شرق دور تا امریکای جنوبی، همهجا مردم در سایه قدرتهای هستهای بهسر میبرند.
ما در افغانستان از چهارسوی با دیپوهای تسلیحات هستهای محاصره شدهایم. چین در شرق، هند و پاکستان در جنوب و جنوب غرب، و روسیه در شمال ما انگشت به ماشه کشتار جمعی ایستادهاند، و حکومت ایران در غرب برای رسیدن به آن جایگاه با اسراییل، امریکا و دیگر قدرتهای غربی دستبهگریبان است. قدرت و گستره جغرافیایی دولتهای مسلح به سلاحهای کشتار جمعی چنان بزرگ است که اگر در هر منطقه درگیر منازعه از قفقاز، آسیای میانه، جنوب آسیا، شمال افریقا، خاورمیانه تا اروپای شرقی انگشت بگذاریم سایه سلاح هستهای را میبینیم.
آیا انسان از بنبست هستهای عبور خواهد کرد؟
محققان میگویند زرادخانههای روسیه و امریکا هرکدام برای ویرانی تمدن بشری و ایجاد فاجعه اقلیمی معروف به «زمستان هستهای» کافی است. این ترس در عین حال، امیدواری برای اجتناب بشر از افتادن به دام جنگ تمام عیار هستهای را تقویت میکند. اما قدرتمندان جهان راههایی برای استفاده محدود و کنترلشده از سلاح هستهای دارند که به «جنگ هستهای تاکتیکی» مشهور است. در چند سال جنگ اکراین و روسیه بارها از خطر استفاده سلاح هستهای تاکتیکی سخن رفته است. دولتهای مسلح به سلاحهای هستهای، سلاحهایی با قدرت انفجاری کمتر در اختیار دارند که شهرها و زیرساختهای بزرگ را ویران نمیکنند، و با نابودی اهداف نظامی و ایجاد مزیت تاکتیکی به صاحب این بمها دست بالا میدهند. از اینرو هرگاه روسیه زیر فشار قرار میگیرد، تلفات انسانیاش بالا میرود، یا نیروهای اکراینی در عمق خاکاش نفوذ میکند، رسانهها از احتمال توسل پوتین به سلاحهای هستهای تاکتیکی سخن میگویند. در عرف نظامی پذیرفتهشده میان قدرتهای هستهای، این کار چندان قبیح نیست و اگر یکی از طرفها سلاح هستهای تاکتیکی در برابر یک کشور غیرهستهای بهکار ببرد، لزوما واکنش هستهای قدرتهای حریف را در پی نخواهد داشت.
از همینرو، منازعات جاری در اکراین و خاورمیانه ممکن است در سالهای پیشرو منجر به فجایعی شود که پس از هیروشیما و ناکازاکی انسانها تجربه نکردهاند. در جنگ دوم جهانی، ژیوپولیتیک جهان متحول شد و در آن تحول یکی از طرفها تصمیم گرفت تا ضربه نهایی و تعیینکننده را برای تثبیت جایگاه خود وارد سازد. اکنون نیز جهان در آستانه تحول عمیق ژیوپولیتیکی قرار دارد، و کشمکش بر سر توازن قوا به نقطه غلیان رسیده است. به نظر میرسد ابزار متعارف جنگی سرنوشتساز نیستند. اسراییل با تسلیحات پیشرفته متعارف در جنگ غزه به پیروزی دلخواهاش نرسیده است، و با طیارهها و راکتهای فوقالعادهای که در اختیار دارد «خطر جمهوری اسلامی» را رفع نتوانسته است، و درصورت دوام این جنگ اتوریته و نیز نیروی جنگی و تسلیحات اسراییل دچار زوال و فرسایش خواهد شد. آن وقت آیا مقامات خسته و خشن در تلآویو دست به دکمه سلاح هستهای تاکتیکی نخواهند برد؟ در اکراین چطور؟ روسیه تا چه زمان این جنگ فرسایشی را تحمل خواهد کرد؟ آیا روزی پوتین دستور استفاده کنترلشده از آخرین ابزارش را نخواهد داد؟
در گذشتهها ابزار و شیوههای تازه جنگی، بنبستهای ژیوپولتیکی را میشکست و تختههای شطرنج جنگ را از نو میچید. امروز نیز جهان دچار بنبست در تاکتیک و ابزار جنگی شده است. آیا از این بنبست با ابتکار یا اختراع تازهای عبور خواهیم کرد؟ آیا توانایی نفوذ اطلاعاتی و حمله بر رشتههای عصب نرمافزاری رقیب جنگی آنگونه که اسراییل در لبنان و ایران اجرا کرد، جای سلاح هستهای را در معادلات نظامی و سیاسی خواهد گرفت؟
یاد آوری: این مقاله بار نخست در ویبسایت زنتایمز در ماه جولای ۲۰۲۵ نشر شده است.






Comments